تبليغاتX
ققنوس
پاییز که دیگر پیر شدن ندارد..... یکشنبه دوازدهم خرداد 1387 22:9;
از بامداد تا شبگیر

 

می نشینم و در تاریکخانه خیالم

واژه" حیات "را میگریم

وفکر میکنم

هزار سال خواب بوده ام!

خواب......

آنقدر که چشمانم از یادم رفته اند!

 

 

از بامداد تا شبگیر

کلاغان دیرزاد شهر

بر شاخه های بی برگ و بارم می نشینند

تا خاطرات زخمهای قدیمی را

در گوشم واگویه کنند!

 

 

من آن درخت قدیمی ام!

آنقدر قدیمی

که فراموش کرده ام

روزی سیب زاییده ام یا گلابی!

 

 

 

دلسرد بغضهای فرو خورده ام مباش!

دلسرد لبخند های نارنجی....

پاییز که دیگر پیر شدن ندارد!

 

 

 

تهران ـ آبان ۱۳۸۵

;
نوشته شده توسط مهرداد رحیمی | موضوع: | لینک ثابت |


 
Copyright © 2006 - Site bus: مهرداد رحیمی & Designer: medsh